پدر و مادر را بر تخت نشاند « 1 » و خدا را سجده كرد البتّه سجدهاى كه آنها كردند عبادت خداى تعالى بود .
وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ
و گفت : اى پدر اين است تأويل خواب پيشين من كه خدا آن را محقّق گردانيد و آنچه را كه برادرانش نسبت به او انجام دادند و نجات او از دست آنها را ذكر نكردند تا اين كه ملامت و سرزنش آنها نباشد .
وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ
و شما را از آن بيابان دور به اينجا آورد چون آنها چادرنشين و صاحبان حشم بودند كه اكنون به جاهايى كه آب فراوان داشت و سبزهزار بود مىآمدند .
مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
بعد از آن كه شيطان بين من و برادرانم وسوسه و افساد كرد و كار برادرانش را به شيطان نسبت داد تا مراعات حال آنها را كرده باشد .
إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ
پروردگار من از نظر علم و عمل به آنچه كه مىخواهد دقيق است ، و آن را به دقيقترين وجه
هامش
در حقّ در زمان مشهود است ، به نحوى كه از اعضا و جوارح خود بىخبر شود و رؤيت و شهود حقّ او را متوجّه به غير نكند .
( 1 ) شيخ طوسى در تبيان و ميبدى در كشف الاسرار و ابو الفتوح در تفسير ابو الفتوح مىگويند :
مراد از مادر يوسف خاله اوست زيرا راحيل كه مادر يوسف و بنيامين بود هنگام زادن بنيامين سر زا رفته بود و يعقوب خواهر وى را به جايش گرفته بود كه در حكم مادر يوسف مىشود .