ممكن تدبير مىكند به نحوى كه راههاى تدبير او را كسى درك نمىكند .
إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ
كه او در علم كامل است ،
الْحَكِيمُ
كه در عمل نيز كامل است .
چون نعمت بر يوسف تمام و كامل گشت به پادشاهى رسيد و از هلاكتها نجات يافت و خداوند او را در حين كمال عزّت و سلطنت با ارحام و خويشانش جمع نمود .
لذا به خداوند توجّه پيدا كرد و نعمتهاى او را يادآور شد و گفت :
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ
خدايا تو ملك ظاهرى و باطنى را به من دادى ،
وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
و بعضى از تأويل احاديث را به من آموختى .
فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
سپس براى خود از خدا حسن عاقبت و سر انجام نيك طلب كرد همانطور كه خداوند در دنيا حال او را نيكو گردانيد ، پس گفت :
تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
مرا به كسانى ملحق نما كه در خير و صلاح كامل باشند ، در خبر است كه يعقوب بن اسحاق عليه السّلام يكصد و چهل سال زندگى كرد ، و يوسف يكصد و بيست سال عمر نمود و در خبر است كه يوسف دوازدهساله بود كه داخل زندان شد و هيجده سال در زندان ماند و بعد از بيرون آمدن از زندان هشتاد سال زندگى كرد و يعقوب عليه السّلام در مصر دو سال زندگى