نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ( 110 ) لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 111 )
ترجمه :
( 12 / 111 - 102 )
اى رسول ما اين حكايت از اخبار غيب بود كه ما بر تو به وحى رسانديم و گرنه تو آنجا كه ( برادران يوسف ) بر مكر و حيله تصميم گرفتند حاضر نبودى .
و بدان كه تو هر چند جهد و ترغيب در ايمان مردم كنى باز اكثر آنان ايمان نخواهند آورد .
و تو اى رسول ما از امّت خود اجر رسالت نمىخواهى و اين كتاب غرضى جز آن كه اهل عالم را متذكّر سازد ندارد .
و اين مردم بىخرد چه بسيار بر آيات و نشانهاى قدرت حقّ در آسمانها و زمين مىگذرند و از آن روى مىگردانند ( و اعراض از تأمّل و تفكّر در آن نمىكنند ) ،
و اكثر خلق ايمان نمىآورند مگر آن كه مشرك شوند و جز خدا امور ديگر را نيز در نظام عالم مؤثّر مىدانند .
آيا مردم كافر ايمن از آنند كه عذابى از قهر خدا بر آنها احاطه كند يا آن كه ساعت مرگشان ناگهان فرارسد كه در آن غافل باشند .
اى رسول ما امّت را بگو طريقه من و پيروانم همين است كه خلق را به خدا با بينايى و بصيرت دعوت كنم و خدا را از شرك و شريك منزّه دانم و هرگز به خدا شرك نياورم ،
و هيچ كس را پيش از تو به رسالت نفرستاديم جز آن كه رسولان همه مردانى بودند از اهل شهرهاى دنيا كه به وحى ما مؤيّد شدند ( اينان كه به انكار رسول خدا به راه كفر مىروند ) آيا در روى زمين سير نكردهاند تا عاقبت حال پيشينيانشان ( كه چگونه هلاك