تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ
گفتند اى عزيز « 1 » ما و خانواده‌مان گرفتار قحطى و گرسنگى شديم .
وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ
و كالاى پستى آورديم كه بهاى آن زياد نيست ، كالاى آن‌ها كندر يا درهم‌هاى پستى بود كه در مقابل بهاى طعام مورد قبول واقع نمىشد ، و يا جوال‌هاى كهنه ، يا ريسمان ، يا متاع پوسيده ، يا پشم ، و روغن بوده كه اين دو از كالاهاى عرب بوده ، يا صنوبر يا پسته كوهى ، يا كشك يا كفش و پوست بوده است .
فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ
پس بما غلّه كامل بده همان‌طور كه سابقا چنين كردى ،
وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا
غلّه را بما تصدّق نما بدون اين كه قيمت آن را بگيرى ، يا اين كه به برادرمان بنيامين تصدّق نمايى .
إِنَّ اللَّهَ
يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ
كه خدا صدقه دهندگان را پاداش بخشد . آيه بيانگر آن است كه شدّت و سختى آنان به اوج خود رسيده بود ، و از سوى ديگر در اثر نسبت سرقت كه به آن‌ها داده شده بود شرمنده و خجل بودند . لذا در نهايت مسكنت در مقابل يوسف خاضع شدند ، در همين موقع بود كه يوسف خودش را معرفى كرد و دلش به حال آن‌ها
هامش
( 1 ) در اين آيه منظور از عزيز عنوان يوسف است كه با عزّت بوده است و گرنه در آيات ديگر اين سوره منظور عزيز مصر همسر زليخا است كه پيش از آن عنوان عزيز داشت . ( مترجمين )