يوسف گناهكار و مقصر بوده انتشار يابد ، و شايد يوسف بعد از آن كه تلخى زندان را چشيد به وصل زليخا راضى شود .
پس زليخا از عزيز درخواست كرد كه او را به زندان بفرستد ، عزيز نيز با ياران خاص خود دراينباره مشورت نمود و رأى همه بر اين قرار گرفت كه او را به زندان بفرستند .
و روى همين جهت است كه خداى تعالى مىفرمايد :
( بدا لهم ) كه مقصود از ضمير جمع زليخا و خواص او و عزيز و خاصّان او مىباشند ، و مقصود از آيات نشانههاى صدق يوسف و نشانههاى پاكدامنى اوست مانند به سخن درآمدن كودك ، و پاره شدن پيراهن از پشت ، و سبقت گرفتن هر دو به طرف در تا جايى كه عزيز مصر بشنود كه زليخا يوسف را به سوى در مىكشاند ، و بريدن زنان دستهايشان را .
لَيَسْجُنُنَّهُ
« 1 »
حَتَّى حِينٍ
مدّت كمى او را زندان نمايند تا
هامش
( 1 ) يوسف در زندان بود ، و ناصح زندانيان بود ، مؤمن در زندان است ، ( الدنيا سجن المؤمن ) رحم مادر زندان كودكان است ،وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْنحل / 80 - گاهوار زندان شيرخوارگان است ،( وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ )لقمان 13 - سجن قاضى زندان وامداران است ،( فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ )بقره / 280 .
گور زندان مردگان است ،( وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )مؤمن / 102 - دوزخ زندان عاصيان است ،( أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ )يونس / 8 - بهشت با همه نعمت زندان عاشقان است ، ( ان اكثر اهل الجنة البلهاء )