تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
است كه او را گرامى داشته است ، و مقصود از فحشاء زنا است .
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
اين جمله در موضع تعليل است و ( المخلصين ) با فتح لام و كسر لام هر دو خوانده شده يعنى يوسف از رهايىيافتگان ( فرهيختگان ) يا از اخلاص‌ورزان بود .
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ
با هم مسابقه گذاشتند كه يوسف قصد فرار از زليخا داشت و زليخا قصد داشت او را از فرار كردن باز دارد .
وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ
زليخا به يوسف رسيد پيراهنش را گرفت تا او را از خروج باز دارد كه پيراهن يوسف از پشت پاره شد .
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ
و شوهر زليخا كه عزيز باشد نزديك دريافتند .
قالَتْ
جواب سؤال مقدّر است ، يعنى بعد از آن كه زليخا عزيز را ديد و از آن حيا كرد ، و افتضاح خودش را ديد ، و اين كه انكار رسوايى ديگر برايش ممكن نيست براى دفع تهمت از خودش و نسبت دادن آن با ديگرى و براى اين كه اين وهم را بوجود آورد كه خودش از دست يوسف فرار كرده چنانچه شأن هر خاينى پس از رسوايى و افتضاح و آشكار شدن خيانتش همين است . در همين فكر و انديشه زليخا گفت :
ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ