تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
هر كه را جامه ز عشق چاك شد * او ز حرص و عيب كلّى پاك شد
شاد باش اى عشق خوش سوداى ما * و اى طبيب جمله علّتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما
چه عاشق مفتون و ديوانه را انگيزه‌هاى غضب و شهوت باقى نمىماند ، و لذا گفته شده است : عشق شهوت را مىسوزاند نه اين كه آن را مىافروزد و دامن مىزند . و اين كه در بعضى هيجان شهوت ديده مىشود از جهت بقاى نفس بهيمى و غلبه‌ى آن بر نفس انسانى است ، و يا از جهت گستردگى نفس انسانى است و اين كه بهيميّت نيز سهم خود را از عشق مىگيرد و اين را دانستى كه سهم بهيميّت از عشق عبارت از قضاء شهوت و برآورده ساختن اين حاجت است . و نيز از لوازم عشق رقّت قلب است در هر حال ، و تواضع نسبت به هر كس مخصوصا به كسى كه منسوب به معشوق باشد ، و از لوازم عشق نزديكى به عالم مجرّدات و تشبّه به ملايكه است . و لذا وارد شده است : هر كس عاشق شود و عفّت به خرج دهد و كتمان نمايد و مرگ او فرارسد شهيد مرده است ، مولوى به