و تشديد داشتن ( غلّق ) به جهت تكثير است ، چون درها چنانچه نقل شده هفت عدد بوده و يوسف و زليخا در خانهى هفتم بودهاند در تواريخ ذكر شده كه زليخا در وقتى كه هفتساله و در خانه پدر بوده عاشق او بود ، و عشق خويش را مخفى مىساخت و جز خدا كسى آن را نمىدانست ، حتّى به يوسف هم اين عشق را اظهار نكرده تا اين كه جسمش آب شد ، و رنگش زرد گشت ، و چشمهايش به گودى افتاد ، زنى كه مربّى و صاحب اسرار زليخا بود از حال زليخا سؤال كرد او نيز حال عشق خود را براى وى بيان كرد و گفت كه يوسف اصلا توجّهى به او ندارد ، و هر چه آرايش و زينت مىكند يوسف به او نگاه نمىكند .
پس زليخا به آن زن اشاره كرد كه قبّههايى بنا كند و در آن انواع جواهر را به كار ببرد و در اطراف هر قبّه عكس زليخا و حبيبش را در حالى كه با يكديگر معانقه مىكنند و همديگر را به آغوش كشيدهاند به اطراف هر گنبد بزنند ، و مسكن يوسف را در آنجا قرار دهد شايد كه بعد از ديدن صورتهاى منقوش و ترغيبكننده شهوتانگيز به زليخا مايل و راغب شود .
پس آن زن همين كارها را انجام داد ، و يوسف را در گنبد هفتم جاى داد و درها بست تا براى يوسف عذرى براى اختلاط با آن زن
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٦