و آنان خبردار شدند ، و برادران يوسف به سبب حسدشان خواستند او را بكشند ولى منصرف شدند .
و خواستند او را ذليل كنند كه به سبب ذليل شدن خودشان يوسف عزيز گشت ، و خواستند مادامالعمر يوسف بنده باشد ولى مالك الرّقاب اهل مصر گشت و زليخا خواست او را گمراه كند ولى خدا او را حفظ نمود .
و با زندان انداختن خواستند او را متّهم كنند در حالى كه همين زندان موجب ظهور طهارت و بلندى مرتبهى او شد . « 1 »
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن مردم اين بازى معكوس را از جانب خدا نمىدانند و نمىدانند كه خداوند اضداد را سبب اضداد قرار مىدهد ، با آزمايش بنده شرّ او را اظهار نموده و خير را در او كتمان مىكند .
آيات 25 - 22
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 22 تا 25 ]
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 22 ) وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ
هامش
( 1 ) اشاره چهار چيز به چهار چيز مشهور گشت : يونس به ماهى و يوسف به چاه ، و آهو به مشك و مؤمن به ايمان و عارف به معرفت مشهور گشت ، فردا اللّه تعالى به معرفت و ايمان مؤمن نگرد نه به بسيارى گناه . جامع الستّين جلد اوّل تفسير سوره يوسف