تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
يا هر چه خواستى بكن ، و اگر نه اين سخن جواب يعقوب عليه السّلام نيست ، يا اين كه همين سخن جواب يعقوب با رساترين وجه است ، گويا كه آن‌ها ادعا كردند . كه با وجود نيرومند و شجاع بودنشان محال است كه گرگى آن‌ها را بخورد ، پس گويا كه گفته باشند خوردن گرگ يوسف را مستلزم خسران و زيان ما است ، و زيان ما محال است ، پس خوردن گرگ هم محال است .
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ
و چون او را بردند و همداستان شدند كه او را در قعر و نهانگاه چاه بگذارند . . . جزاى جمله محذوف است ولى به قرينه‌ى معنوى معلوم است ، و آن اين است : و يوسف را در چاه انداختند .
وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ
به توسّط فرشته به يوسف وحى فرستاديم چنانچه در اخبار ما است . در اخبار وارد شده كه او هفت‌ساله يا نه‌ساله بود و بعضى هم او را هفده‌ساله دانسته‌اند .
لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و البتّه تو روزى برادران را به كارى كه كرده‌اند آگاه مىكنى . يعنى روزى مىرسد كه آن‌ها مىفهمند كه تو يوسف هستى كه به آن‌ها كمك كرده‌اى و همين معناى قول خداى تعالى است : هل
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 441 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى