ذبح كرد در حالى كه مردى از اصحابش محتاج بود و چيزى پيدا نمىكرد كه بر آن افطار كند ، يعقوب از آن مرد غافل شد و او را اطعام نكرد . « 1 » و نيز وارد شده كه يعقوب كنيزى داشت و فرزندى آورد ، و از طرفى مادر يوسف در نفاس بنيامين فوت كرد ، و آن كنيز بنيامين را سرپرستى مىكرد و او را شير مىداد ، و فرزندان آن كنيز برادر رضاعى بنيامين بود ، پس بعد از بزرگ شدن يا بعد از بلوغ يعقوب آن فرزند را از آن زن گرفت و فروخت ، و كنيز از فراق آن فرزند آتش گرفت و به سوى خدا تضرّع و زارى كرد ، پس شنيد هاتفى مىگويد :
يعقوب به فراق محبوبترين اولاد خود مبتلا مىگردد و به او نمىرسد مگر اين كه تو قبل از آن به فرزندت برسى . « 2 »
وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ
چطور او را گرگ مىخورد در حالى كه ما يك گروه مردان قوى و نيرومند هستيم . « 3 »
إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ
اگر چنين چيزى شود ما در اين صورت از زيانكاران خواهيم بود ، اين نوع سخن گفتن طبق عادت عرف است كه مىگويند : اگر چنين چيزى واقع شود مرا ملامت كنيد ،
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 3 : ص 8 ، مجمع البيان 3 : ص 216
( 2 ) تفسير الصافى ج 3 : ص 8 ، تفسير العياشى 2 : ص 167 / ح 4
( 3 ) عصبه و عصابه به جماعتى بين 10 تا 40 نفر گفته مىشود ( لسان العرب )