استحقاق داراى پس به تو آنچه را كه استحقاق آن را دارى عطا مىكند .
لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ
در داستان يوسف و برادرانش
آياتٌ لِلسَّائِلِينَ
نشانههايى است براى كسانى كه از داستان آنها سؤال كند ، چنانچه بعضى گفتهاند رؤساى مشركين با تلقين يهود از داستان يوسف و برادرانش سؤال كردند ، يا صحابه از پيامبر درخواست سورهاى كردند كه مشتمل بر حكايات و خالى از امر و نهى باشد ، يا اين كه يهود آمدند تا قصّهى يوسف را از پيامبر بپرسند ديدند كه دارد قصّهى يوسف را همانطور كه در كتابهاى آنها است مىخواند .
من مىگويم : نزول آيه اگر چه دربارهى همان كسانى است كه ذكر شد ولى حقّ اين است كه سؤال و پرسش اعمّ از سؤال به لسان قال و حال و استعداد است ، و اين كه هر طالب چيزى كه در جهت آخرت معتبر است از قصّهى يوسف سؤال مىكند .
و در تعليق « 1 » حكم بر وصف اشعار به اين است كه غير سايل از ادراك آيات آن داستان و عبرتهاى آن محروم است ، چون غير سايل از اين داستان چيزى جز آنچه كه به صورت افسانه مىشنود نمىشنود و لذّت بردن او از اين داستان مانند لذّت بردنش از
هامش
( 1 ) منظور اين است كه به جاى آن كه موضوع بيان شود ، آن را معلّق گذارد و آن را متعلّق به پرسنده مىداند .