آن كه عبد ولىّ بوده است .
و احاطه به جميع مراتب تأويل مخصوص به خدا و به كسى است كه خاتم كلّ در همه كمالات است ، چنانچه خداى تعالى فرموده است :
وَ ما يَعْلَمُ
تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
يعنى تأويلش را خاصّة جز خدا كسى نمىداند .
بنابراين كه ( و الرّاسخون ) ابتداء كلام مىباشد يا مقصود اين است كه اجمال تأويل متشابه قرآن را جز خدا و خصوصا راسخين در علم كسى نمىداند .
وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ
اصل نعمت عبارت از ولايت است و نبوّت صورت تكميلكنندهى آن است ، و همچنين رسالت و نعمتهاى دنيوى و اخروى صورت پايين آن است ، و مقصود از اتمام نعمت خدا بر او اتمام نعمت ولايت به سبب نعمت نبوّت و رسالت و سلطنت در دنيا و آخرت است ، اين اتمام نعمت نسبت به كسى است كه با قبول ولايت يا حقيقت ولايت محقّق شده باشد .
و امّا نعمت و اتمام آن نسبت به كسى كه نبوّت را هنوز قبول نكرده يا نبوّت را قبول كرده و ولايت را قبول نكرده عبارت از قبول نبوّت است و اتمام آن قبول ولايت است .
چنانچه در قول خداى تعالى :
( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي )
بر شما نعمتم را اتمام كردم به سبب اتّصال بيعت اسلامى نبوى با بيعت ايمانى و لوى .