( يعقوب ) گفت : اى فرزند عزيز زنهار كه خواب خود را بر برادرانت حكايت مكن كه ( به اغواى شيطان ) بر تو مكر و حسد خواهند برد زيرا دشمنى شيطان بر آدميان بسيار آشكار است .
رؤياى خويش را بر برادرانت مگو ، كه بر تو مكر و حيله كنند كه شيطان دشمن آشكاراى انسان است .
از آنجا كه يعقوب بر اولادش شفقت داشت نسبت كيد را به آنان منحصر نكرد ، و از جانب آنها عذر آورد كه كيد از تصرّف شيطان است .
نقل شده است كه يوسف گفت : اى پدر كلمات تو دلالت مىكند بر اين كه برادران من به زودى در سلك انبيا داخل مىشوند ، و كيد و مكر سزاوار انبياء نيست .
پس يعقوب گفت : كيد از انبيا ممكن نيست ، ولى گاهى شيطان در آنان تصرّف مىكند ، چنانچه اين مطلب نسبت به آدم عليه السّلام واقع شد كه شيطان براى انسان دشمنى آشكار است .
يعقوب از بازگو كردن خواب يوسف عليه السّلام به برادرانش نهى كرد ، چون كينه و حسد آنها را نسبت به يوسف مشاهده كرده بود و مىدانست كه آنها عالم به تعبير خواب هستند ، و هر چه را كه از خواب يوسف تعبير كنند نسبت به آن حسد مىورزند .
نقل شده است كه يعقوب وقتى يوسف را از بازگو كردن خوابش به برادران منع كرد رنگ چهرهى يوسف متغيّر شد و لرزه بر
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٢٥