نازل شده خواه يك آيه باشد يا يك سوره يا همهى قرآن ، سپس به سبب كثرت استعمال ، استعمال آن در مجموع غالب شده ، و لفظ ( هذا القرآن ) مفعول ( أوحينا ) يا ( نقصّ ) يا هر دو بر سبيل تنازع است .
بنابراين كه ( احسن القصص ) مفعول مطلق باشد ، و گرنه همان ( احسن القصص ) مفعول ( أوحينا ) مىشود ، و ممكن است كه ( هذا القرآن ) بدل از ( احسن القصص ) باشد .
وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
اگر چه تو قبل از اين از اين داستان بىخبر بودى ، چون تو با علما مراوده نداشتى ، و نه به سوى قصّهگوها مىرفتى ، و كتابها را جستجو و تجسّس نكردى .
كه البتّه غفلت و بىخبرى از خدا مذموم و زشت است و غفلت از غير خدا براى اشتغال به خدا ممدوح است ، و مقصود از غفلت در اينجا غفلت از اين داستان است .
إِذْ قالَ
لفظ ( إذ ) اسم خالص است ، مفعول ( نقصّ ) يا ( أوحينا ) يا بدل از ( احسن القصص ) يا از ( هذا القرآن ) است ، يا به تقدير امر از ذكر است و به هر تقدير بايد مانند لفظ ( مثل ) و ( حكاية ) در تقدير گرفت كه به كلمهى ( إذ قال ) اضافه شده باشد .
يُوسُفُ لِأَبِيهِ
يوسف به پدرش گفت ، پدر او يعقوب عليه السّلام بن اسحاق عليه السّلام بن ابراهيم عليه السّلام است و لقب او اسرائيل بود كه در لغت عبرى به معناى ( نبره ) خالص خدا مىباشد .
يا أَبَتِ
ملحق شدن تاء به لفظ ( اب ) و ( امّ ) در حال منادى