است ، و جبروت و ملكوت صورت ولايت است .
و ملك نيز از آن جهت كه حقّ است صورت ولايت است ، ولى چون باطل آن را احاطه كرده حقّ از آن پنهان گشته است لذا به صورت مطلق حقّ ناميده نمىشود ، و چون آمدن ولايت جز به صورت ولىّ امر بر اشخاص بشرى محقّق نمىشود مقصود از آمدن ولايت نزول آرامش و سكينه مىشود كه همان ملكوت ولىّ امر است و با همان وسيله قلب بشر ثابت و آرام مىشود .
وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
آن دو فايده اوّل كه ثبات و آرامش قلب و آمدن حقّ باشد مخصوص تو است و اين دو فايده كه پند و يادآورى است براى همه مؤمنين است .
وَ قُلْ
عطف به اعتبار مقصود است ، يعنى آنها را يادآورى كن و موعظه نما ، و بگو :
لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ
آنها را بترسان و بگو شما هر چه مىتوانيد به معصيت و بدكارى بپردازيد .
إِنَّا عامِلُونَ
ما هم به كار طاعت مشغول خواهيم بود ، مؤمنين را در اينجا شركت داده ، چون مقصود از عمل كردن به دين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ادّعاى صحّت آن را دارد ، و مؤمنين در عمل به دين با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شريكند .
وَ انْتَظِرُوا
منتظر چيزى باشيد كه ما را از رسيدن آن از جانب خدايانتان مىترسانيد و منتظر چيزى باشيد كه ما شما را از آن بيم مىدهيم
إِنَّا مُنْتَظِرُونَ
ما منتظر نزول چيزى هستيم كه از جانب خدا به شما وعده مىدهيم ، يا منتظر نزول چيزى هستيم كه شما به ما وعده مىدهيد .
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ
مبدأ و مرجع بودن خداى تعالى است تا مقدّمه آماده سازى امر به عبادت باشد از اين رو در امر به عبادت فاء سببيّت آورد ، يعنى حال كه مطلب چنين است پس او را عبادت كن .
فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
پس او را عبادت كنيد و بپرستيد و بر او توكّل « 1 » نماييد و پروردگار تو از آنچه كه شما و مخالفين شما عمل مىكنيد غافل نيست ، اين جمله ترغيب و تهديد و تعليل عبادت و پرستش است .
هامش
( 1 ) روز شخصى از اكابر طريقت به وى رسيد پرسيد كه : الى ما ذا ادى بك التّصوّف ؟ جواب داد كه الى التّوكّل آن شخص گفت : ويحك انت بعد تسعى فى عمران باطنك فاين انت من الفناء فى التّوكّل برؤية الوكيل ، يعنى تصوّف ترا بر چه چيزى راهبر شد ؟ به توكّل ! واى بر تو هنوز مىكوشى كه باطن خود را آباد كنى ؟ ! پس تو كجا و فناى در توكّل به واسطهى رؤيت وكيل كجا ؟
( فرهنگ اصطلاحات عرفانى دكتر سجّادى )