فَاخْتُلِفَ فِيهِ
در تورات اختلاف شده همانطور كه درباره كتاب تو اختلاف نظر پديد آرند .
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
و اگر كلمه سابقه خدا يعنى مهلت دادن به آنها نبود تا در طغيان و سركشىشان فروروند .
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
بين اختلافكنندگان از قوم موسى يا از قوم تو حكم خواهد شد تا بدينگونه كه از مبطل جدا شده و مبطل هلاك گردد و محقّ پايدار ماند .
وَ إِنَّهُمْ
و آنان كه منكر قوم تو هستند
لَفِي شَكٍّ مِنْهُ
از كتاب تو در شكّند ،
مُرِيبٍ
كلمه
مُرِيبٍ
بعد از شكّ جهت مبالغه است ، خواه از قبيل ( ظلّ ظليل ) « 1 » باشد يا معناى به شكاندازندهى غير و تشكيككننده باشد كه در اين صورت از ( ارابه ) است ، يعنى او را در شكّ انداخت .
وَ إِنَّ كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ
لفظ ( إن ) با تشديد نون و تخفيف آن خوانده شده ، و بنا بر قرائت تخفيف لفظ ( كلّا ) به نصب و به رفع خوانده شده ، و بر هر يك از اين تقادير لفظ ( لمّا ) با تشديد و تخفيف و ( لمّا ) با تنوين خوانده شده ، و بنا بر قرائت تخفيف ( كلّا ) اسم ( انّ ) مىباشد .
هامش
( 1 ) توضيح يعنى زندگى لذّتبخش براى مبالغه شىء را به مثل لفظش توصيف مىكنند مثل :
ليل الليل ، داهية دهياء .لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ. . .ظِلًّا ظَلِيلًانساء 57 ظليل به تنهايى به معناى سايه است در اينجا به معناى عيش و رفاه است نه سايه . ( قاموس قرآن : سيّد على اكبر قريشى )