( موسى را گذاشته ) و پيرو امر فرعون شدند ، با آن كه هيچ هدايت و رشدى در امر فرعون نبود يعنى امر فرعون سبب رشد شخصى مأمور نمىشود .
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ
فرعون روز قيامت قومش را با خود به دوزخ افكند ، چه او اصل ضلالت و گمراهى آنها در دنيا بوده ، پس همچنين روز قيامت در رفتن به سوى آتش رييس و جلودار آنها مىشود .
فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ
آنها را وارد آتش مىكند ، چون آنها در رفتن به سوى آتش از او پيروى مىكنند ، و ادا كردن عبارت با لفظ ماضى براى اشعار به تحقّق حتمى آن است ، تا تأكيد مطلب بوده باشد .
وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ
و چه بد منزلگاهى است واردان را در اين دنيا يا در اين خصلت كه سزاوار لعن شدهاند و چه بد است عطا و بخششى كه به آنها داده شده ، و استعمال كلمه ورد و رفد و توصيف آن دو براى مبالغه در ذمّ و استهزاى به آنها است .
ذلِكَ
اين داستانهايى كه ذكر شد از اخبار شهرها و قريههاى نوح عليه السّلام و هود و صالح و لوط و شعيب و موسى چيز اندكى
مِنْ أَنْباءِ الْقُرى
از داستانهاى شهرها است ، و براى اشاره به اندك بودن آنها اسم اشاره را به صورت مفرد مذكّر آورد .
نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ
لفظ ( من ) در ( منها )