وَ ارْتَقِبُوا
منتظر يارى كردن خدايانتان و عذاب من باشيد
إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ
« 1 » كه من هم منتظر يارى خداى خودم و عذاب شما هستم .
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا
وقتى كه امر ما جهت هلاك قوم شعيب آمد شعيب و كسانى كه به او ايمان داشتند نجات داديم آوردن لفظ ( واو ) قبل از ( لمّا ) در اينجا و در داستان هود ، و آوردن ( فاء ) در داستان صالح و لوط عليه السّلام بدان جهت است كه در داستان صالح و لوط مىخواهد وعدهى عذاب را تصريح كند عذابى كه پشت سر وعده و مسبّب از وعده است به خلاف داستان هود و شعيب .
وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ
و ستمكاران امّت او را صيحهى عذاب فرا گرفت روايت شده كه جبرئيل صيحهاى به آنها زد كه روح همهى آنها از بدنشان بيرون آمد و هيچ كسى زنده باقى نماند « 2 » .
هامش
( 1 ) تفسير برهان : محمّد بن فضيل گفت : از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيدم نشستن به انتظار فرج و گشايش كار چه اثرى دارد ؟ فرمود : مگر نمىدانى اين انتظار هم خود گشايشى است و آرامشى و خدا فرموده است : و ارتقبوا انّى معكم رقيب .
( 2 ) تفسير الصافى جلد 2 : صفحه 470