تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
هستند .
فَاتَّقُوا اللَّهَ
در اين فعل زشت از خدا بترسيد
وَ لا تُخْزُونِ
مرا خجالت زده نكنيد از مادّه ( خزاية ) به معناى حياء يا مرا رسوا نكنيد از ( خزى ) به معناى رسوايى و خوارى .
فِي ضَيْفِي
كه خوار كردن مهمان مرد خوار كردن خود اوست .
أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ
در بين شما مرد رشيدى نيست كه به سوى حقّ راهنما باشد و از كار زشت مردم را باز دارد ( زيرا كودك قوّه تشخيص ندارد ) « 1 » .
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ
گفتند تو مىدانى كه ما احتياج و ميل به دختران تو نداريم .
وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ
و تو مىدانى كه ما چه مىخواهيم ، يعنى لواط .
قالَ
بعد از عاجز شدن لوط از نصيحت و احتجاج در حالى كه چيزى را آرزو مىكرد كه به اعتقاد خودش دسترسى به آن نداشت گفت :
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ
كاش من نيرويى داشتم كه شما را دفع كنم .
قُوَّةً
كاش خودم نيرويى داشتم
أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
هامش
( 1 ) قول مولانا جلال الدين رومى مىفرمايد : هر كه محجوب است او خود كودكى است * مرد آن باشد كه بيرون از شكى است