تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ
و گفت : اين روز سختى است و بلاها و گرفتاريهاى اين روز شديد است ، چون قوم من حيا نمىكنند و من قدرت بر دفع آن‌ها ندارم و از سوى ديگر براى محافظت مهمانانم كمال اهميّت را مىدهم .
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ
قوم او بسرعت آمدند ، آن چنان كه گويا كسى آن‌ها را براى انجام عمل ناپسند نسبت به مهمانان لوط وادار كرده و مجبور به يك حركت ناشايست مىنمايد . ( يا به اصطلاح عاميانه هل مىدهد ) .
وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ
اينان قبلا هم اين عمل ناپسند را انجام مىدادند به نحوى كه ديگر براى آن‌ها حيا نمانده و كار زشتشان را علنى كرده و از مهمانهاى لوط درخواست فحشا مىكردند و آنگاه آن قوم گفتند : مهمانهايت را بده چون تو در كار ما با ما مشاركت نمودى .
قالَ يا قَوْمِ
لوط در پاسخ آن‌ها گفت : اى قوم
هؤُلاءِ بَناتِي
اين‌ها دختران من هستند كه مقصودش تزويج با آن‌ها است و ممكن است مقصود همسران آن قوم باشند چون هر پيامبرى نسبت به امّتش پدر مىباشد ، و مقصود لوط چنانچه در خبر است اين است كه برويد با اين دخترها هر طورى كه خواهيد بهره بريد ، با وجودى كه لوط مىدانست كه آن‌ها به فرج زنها علاقه‌اى ندارند !
هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
آن دختران براى شما پاكيزه‌تر هستند از جهت گناه كه باعث رفع گناه مىشوند يا از جهت جسم پاكيزه‌تر