نمىرسد ) آگاه باشند كه چون هنگام عذاب برسد ديگر از آن هرگز رهايى نيابند ، و به آنچه تمسخر مىكردند سخت گرفتار شوند
و اگر ما بشر را ( در دنيا ) به نعمت و رحمتى برخوردار كرديم ( تا شكر كند ) . سپس چون كفران كرد آن نعمت از او باز گرفتيم سخت به خوى نوميدى و كفران در افتد ،
و اگر آدمى را به نعمتى پس از محنتى برسانيم مغرور و غافل شود كه ديگر روزگار زحمت و رنج من سر آمده و سرگرم شادمانى و مفاخرت گردد ، ( اين خوى بشر بىصبر كمظرف ضعيف است )
مگر آنان كه داراى ملكه صبر و عمل صالحند ( كه هنگام نعمت شكر خدا و گاه معصيت صبر مىكنند ) بر آنها آمرزش حقّ و اجر بزرگ ( و نعمت ابدى ) است ،
اى رسول ما مبادا بعض آياتى را كه به تو وحى شد ( درباره كافران به ملاحظاتى ) تبليغ نكنى و از قول مخالفانت كه مىگويند اگر اين مرد پيامبر است چرا گنج و مالى ندارد و يا فرشته آسمان همراه او نيست و دلتنگ شوى ( از اين سخنان جاهلانه هرگز غمين مباش ) كه وظيفه تو تنها نصيحت و اندرز خلق است امّا حاكم و نگهبان همه چيز خدا است .
تفسير
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ
اگر عذابى را كه به آنها وعده داديم ( باز هم ) تأخير انداختيم .
إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ
« 1 » لفظ ( أمّة ) در اينجا به معناى برههاى از زمان است ، و زمان را از آن جهت امّت گفتهاند كه مقصود و مورد
هامش
( 1 ) از على عليه السّلام نقل شده كه فرمود : مراد از امّة معدودة اصحاب حضرت قائم عليه السّلام است كه سيصد و هفده نفر مىباشند . ( تفسير جامع ج 3 ص 256 )