آورد و براى اشاره به اين است كه غايت و هدف آن كسى است كه از نظر عمل بهترين باشد ، و بقيّة بالتّبع مورد نظر است ، و زشتى و بدى عمل نيز يك امر عرضى و از عوارض است .
بنابراين آيه با لطيفترين وجه اشاره به شرافت انسان و ترغيب او به كارهاى نيك است .
وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ
الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
كسانى كه به معاد كافر شدند اعمّ از اين كه به مبدأ كافر شوند يا نه .
إِنْ هذا
اين گفتار به معاد و بازگشت چيزى جز سحر آشكار نيست ،
إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
سحر بر معانى متعدّدى اطلاق مىشود كه از آن جمله است قول باطل كه وجه صحّتى براى آن معلوم نباشد ، با تلبيس و تشبيه و تخيّلات آن را به صورت قول حقّ ظاهر كردهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) سحر : كارهاى از روى تردستى انجام گيرد . خواجه عبد اللّه انصارى گويد : سحر بر سه قسم است : يك قسم آن شعبده است چنانچه كه مشعبدان كنند ، آن نه كفر است ديگر قسم دانستن خاصيّت چيزهاست ، تا كارهاى عجيب كنند ، چنان كه سنگ مغناطيس به دست دارند تا آهن به خود كشد ، اين نيز كفر است . سوّم ديو پرستيدن است ، تا ديو به مرادهايشان كارها كند ، اين يك قسم كفر است . ( كشف الاسرار ، جلد 6 صفحه 147 ) سحر عملى است خفى كه شىء را بر خلاف صورت و جنس آن مصور مىكند در ظاهر نه در