وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
« 1 » عرش « 2 » رحمن مشيّت اوست و آن عبادت از فعل و كلمه اوست و نيز حقّى است كه با فعل خدا آفريده شده و ولايت مطلقه و حقيقت محمّديّه است ، و نيز اضافه اشرافى خدا است ، و آن اضافه حقّ به سوى خلق است .
مشيّت داراى وجهى به سوى حقّ مطلق است كه با لحاظ آن وجه عرش ناميده مىشود و وجهى نيز به سوى خلق دارد كه به آن وجه كرسى ناميده مىشود ، و آن مشيّت به لحاظ وجه اوّلش ، ظهور خداى تعالى به واسطه اسماى او مىباشد و به لحاظ وجه دوّمش ظهور خداى تعالى وسيله افعالش مىباشد .
آنگاه كه اضافه و نسبت مشيّت به خلق اعتبار شود حامل آن مشيّت نزديكترين ممكنات به آن مىباشد ، كه در مراتب نزول چهار
هامش
( 1 ) اين جمله دلالت مىكند كه پيش از آفرينش آسمان و زمين عرش و آب موجود بودند و آب قائم به قدرت پروردگار بود ، و به محل و مكانى قرار نداشت ، بلكه به قدرت پروردگار او را نگاه مىداشت . ( تفسير عاملى )
( 2 ) عرش : تخت حكومت ؛ راغب گويد : عرش در اصل خانهى سقفدار است جمع آن عروش . . . محلّ جلوس سلطان به اعتبار علوّ عرش ناميده شده . ( فرهنگ مفردات راغب اصفهانى ره ) عرش موجود خارجى است و از عالم غيب است و مركز دستورات عالم است و رشتهى تدبير جهان به آن منتهى مىشود . ( قاموس قرآن : سيّد على اكبر قريشى ) به عقيدهى مفسّر كبير علّامهى طباطبايى صاحب الميزان ره عرش حقيقتى از حقايق و امرى از امور خارجى است و مركز تدبير امور جهانى است . ( تفسير الميزان ج 8 ص 160 - 157 )