در سينهها پنهان است از چيزهايى كه هنوز از قوّه به فعل نرسيده و آنها خودشان آنها آگاهى نداند تا چه برسد به نيّتها و خطورات قلبى و حالات آنها كه نسبت به ذات سينهها آشكار علنى است .
چون چيزهاى در سينهها پنهان نيستند و ممكن است از سينهها زائل شوند به آنها صادق نيست كه همراه و مصاحب سينهها هستند ، و اين جمله تعليل مطلب سابق است .
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ
عطف بر
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
است ، يا حال است از ضمير مستتر در
عَلِيمٌ
.
إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اين كه روزى آن بر خدا است ، پس چگونه حال آن را و آنچه را كه با او سازگار است يا سازگار نيست نمىداند .
وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها
محل قرار آنها را در دنيا يا در آخرت مىداند .
وَ مُسْتَوْدَعَها
محلّ آنها را مىداند آن محلّى كه از آنجا از پشتهاى پدران و رحم مادران و از منازل آخرت به قرارگاهشان در آخرت منتقل مىشوند .
ممكن است لفظ
مُسْتَوْدَعٌ
« 1 » هم اسم زمان يا مصدر
هامش
( 1 ) قرارگاه عابدان مسجدها ، و قرارگاه عارفان مشهدها است و قرارگاه دوست سر كوچهى محبوب است كه هنگام عبور او را مشاهده مىكند . گويند عيسى عليه السّلام روزى گفت : همهى موران