پس جسم و عنصر و جماد و نبات و حيوان و انسان گشته تا اين كه به اوان بلوغ و حدّ انسانيّت ، و بازگشت او به اين مقام بر راه راست فقط از جهت سبب سازى الهى است و اختيار او مدخليّتى در آن ندارد ، و در اين مقام بين دو عالم جنّ و ملايكه مىشود ، و داراى اختيار گشته و منافع و خوبىهايش را اراده مىكند ، و از شرّ و بدىها نفرت دارد ، و بين خير و شرّ تميز مىدهد .
پس اگر توفيق او را يارى كرد و اختيارش موافق فطرتش گشت با اختيار خود بر سر راه راست به سوى خدا حركت مىكند ، و اگر توفيق او را يارى نكرد و اختيارش مخالف فطرتش و موافق مراد شيطان شد از راه راست به دار جنّ و پرتگاه جهنّم برگردد .
پس اگر متنبّه و متذكّر شد كه داشت به سوى جهنّم راه مىرفت و اين كه در اين سلوك و راهپيمايى پركارى كه انجام داده لطيفه انسانى را آزرده است .
حال او مانند حال كسى مىشود كه در زندان تنگى قرار گرفته كه پر از كثافات بدبو و حشرات موذى است ، و در اين حال از زندانبان مىخواهد مادامىكه از زندان رهايى نيافته است آن را مستور سازد ، و اين استغفار او از زندانبان است ، و اگر راه فرارى پيدا كند از زندان فرار خواهد كرد ، و اين فرار توبه عمومى است ، يعنى توبه از معصيت و گناه .
سپس اگر كسى را پيدا كند كه او به راه مقصد راهنمايى و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٥٩