اظهار نظر و در آيه چهاردهم
« لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ . . . »
مىفرمايند :
بدانكه حقّ مطلق خداى تعالى و حقّ مضاف فعل اوست ؛ . . . و هر حقّى به سبب فعل او كه ولايت مطلقه است متحقّق مىشود . . . و هر قول و فعل و اخلاقى از ولايت ناشى مىشود ، پس دعوت حقّ دعوت خداى تعالى است . با اين ترتيب داعى و مدعوّ حق ، مظهر خداى تعالى هستند و دعوت آنكه اذن ندارد باطل و بىاثر است . . .
در تفسير آيه پانزدهم :
« وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . »
مىفرمايند سجود در لغت به معنى خضوع است . . .
چون جميع موجودات نسبت به خداى تعالى داراى انانيّتى نيستند . . . پس همه براى خدا سجده مىكنند . . .
در آيه هفدهم سوره مباركه رعد : درباره
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً . . . »
شرح مبسوطى تفسير فرمودهاند ، از جمله مىفرمايند ، از آسمان ولايت آب نبوّت و ولايت را نازل فرمود كه موجب آن نهرهاى دلها و سينهها جارى شد . . .
و در تفسير آيه نوزدهم : درباره
« أُولُوا الْأَلْبابِ »
مىفرمايند :
لبّ عبارت از عقل خالص است كه مشوب به وهم و خيال نباشد . . . و آن با اتّصال به بيعت خاصّ و لوى حاصل مىشود ، پس ولايت به اعتبار ولايتش عقل و مغز است .
در تفسير آيه بيستم سوره مباركه رعد : در مورد وفاى به عهد و شكستن پيمان مىفرمايد : وفاى به عهد ، رسيدن به آخرين ركن اسلامى است و آن بيعت ولوى است . . . و ميثاق عبارت از ولايت و اتّصال بدان و صله ارحام همان اتّصال به نبىّ وقت از طريق بيعت عام و اتّصال به ولىّ وقت به سبب بيعت