بر جملهء « كما اخرجك ، تا آخر آيه » است ، آن بدين معنى است كه وقت خروج و مجادله خود را به ياد آريد ، گويا كه گفته است : به ياد آوريد هنگامى را كه خداوند پيامبرش را از خانهاش بيرون آورد و شما آن را ناخوش داشتيد ، و حال آنكه در آن چيزى كه شما آن را دوست نداريد ، اعلاى كلمهء توحيد است . و به ياد آريد هنگامى را كه خداوند به شما وعده مىداد .
إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ
پيروزى بر يكى از دو طايفه ( كاروان قريش ) را و شما از جنگ با قريش اكراه داشتيد .
وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ
ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ
و شما دوست داشتيد اموال آنهايى كه سلاح همراه ندارند ، مال شما باشد در حالى كه عدد كاروان شما اندك و بدون سلاح بود به خلاف قريش كه عددشان نزديك به هزار ، و همه داراى سلاح بودند .
وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ
و خدا مىخواست به سبب وجود جانشينان و پيروانش ، حقّ را ثابت و ظاهر نمايد .
وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ
و كافران را ريشه كن سازد ، به نحوى كه از آنها اثرى و نسلى باقى نماند .
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
تا اينكه حقّ محقّق شود و باطل ( كفر ، بىايمانى ، ظلم و فساد ) را از بين ببرد ، از اين بيان خود احقاق حقّ مقصود است نه امرى ديگر ، زيرا حقّ از قبيل چيزهايى است كه خودش مطلوب است ، نه اينكه مقدّمهء امر ديگرى باشد ، پس گويا كه گفته باشد : خداوند مىخواهد براى خود حقّ ، احقاق حقّ كند .