كه شما به او متّصل شديد ، پس بين شما و آنها و ولايت اتّصالى نيست . و در نتيجه بين شما و آنها نه توارث هست و نه دوستى .
حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ
مگر اينكه هجرت گزينند ، ولى اگر از شما در امور دين يارى خواستند نه در امور دنيوى ، نظر به مفهوم قيد
فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ
بر شماست يارى آنان ، زيرا كه اتّصال صورى آنها داراى حرمت است و براى آنان بر عهدهء شما حقّى ايجاد مىكند .
إِلَّا عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ
مگر اينكه بر قومى كه بين شما و ايشان پيمانى است ، به خصومت برخيزند .
زيرا كه ميثاق و پيمان اگر چه حقّ ، و حرمت آن پائينتر و كمتر از بيعت و اسلام است ، ولى خود آن نيز نوعى وصلت است و داراى حرمت ، البتّه وصلت اسلامى بدون اينكه مقترن به وصلت معنوى باشد به نحوى كه بر آن وصلت فائق و برتر آيد ، قوّت و نيروئى ندارد .
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
و خداوند به دوستى كردن با كسى كه مأمور به دوستى با او شدهايد و ترك دوستى با كسى كه مأمور به ترك آن شدهايد بينا و آگاه است .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
آنان كه به علّت ترك بيعت نبوى يا ولوى كافر شدند .
بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
بعضى از آنها دوستدار بعضى ديگراند البتّه به حكم سنخيّت و هم جنس بودن ، و گرنه آنها مانند سگان وحشى هستند كه همديگر را گاز مىگيرند ، بلى اگر غير ا جنس خودشان را ببينند متّفق شده با هم بر او حمله مىبرند .