در او شياطين تصرّف مىكنند و او را به عالم پائين و عالم خودشان جذب مىكنند ، و يا در او ملائكهها تصرّف مىكنند و او را به بالا و عالم خودشان جذب مىكنند ، و انسان در اين مرحله داراى قوّه و استعداد سير كردن بر تمام مراتب پائين و اتّصاف به آنهاست ، و نيز قوّهء سير بر تمام مراتب بالا و اتّصاف به آنها را نيز دارا مىباشد ، پس اگر توفيق يار او شد و با چشم بصيرتش شرور و بدىها را فهميد و فهميد كه جذب شياطين جز به دار شرور نيست و از آن پرهيز كرد و به آنچه كه قوّهء شيطانى و سبعى و بهيمى آن را اقتضاء كرده است برنگشت ، بلكه از آن بر حذر بود و در مقام انسانيّت ايستادگى كرد و تدريجا مراتب انسانيّت را طى كرد در اين صورت خانهء وجودش و زندگيش را بر مبناى پرهيز از لوازم سخط خدا كه مقتضاى قواى مذكور است پايهگذارى كرده است .
و اگر العياذ باللّه خذلان و خوارى خدا شامل حال او شد و از مقام انسانيّت منصرف شد و وسوسهء شيطان او را به سوى مقام قواى مذكور جذب كرد كه نزديكترين مقامات او به عالم سفلى است كه در آن جهنّم است و در اين مقام كه ضعيفترين و سستترين مراتب جهنّم است ايستاد .
در اين صورت خانه وجود و زندگىاش را بر سستترين مقامات وجود بنا نهاده است ، كه اگر منهدم شود به جهنّم سقوط مىكند .
لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ
اهل مسجد