به احتمال اصلاحشان اجازهء رفق و مدارا داده شود .
وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ
جايگاه آنان دوزخ است ، مكافات آن چيزهايى است كه كسب كردند ، براى اينكه شما از آنها راضى شويد قسم ياد مىكنند . اين عبارت بدل از جملهء اوّل است از قبيل بدل اشتمال ، يا تأكيد است از نوع تأكيد معنوى . چون غرض از اعراض ، اعراض از عتاب و سرزنش است كه غالبا مقرون به رضاست ، و لذا بدنبال امر به اعراض فرمود : « انّهم رجس » تا اشاره به اين باشد كه امر به اعراض براى اين نيست كه آنها پنداشتهاند از قبيل رضايت و ترك غضب ، بلكه براى اين است كه آنها شأنيّت عتاب و سرزنش را ندارند .
فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
نهى از رضاست با لطيفترين و رساترين وجه ، گويا كه گفته است :
اگر شما راضى شويد رضايت شما مخالف رضاى خداست ، و ايمان اقتضاء مىكند كه رضاى شما تابع رضاى خدا باشد ، پس از آنها راضى نشويد كه خدا از گروه بدكاران راضى نمىشود . و آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير ، اشاره به ذمّ ديگر و اشعار به علّت حكم است .
الْأَعْرابُ
لفظ « اعراب » در مورد صحرانشينها مانند لفظ « عرب » در مورد شهرنشينهاست چنان كه گذشت ، و ليكن آن دو گاهى در عالم صغير اعتبار مىشوند كه در اين صورت اعراب بر كسى اطلاق مىشود كه در صحراى نفس امّاره گم شده باشد ، و « عرب » بر كسى كه در آبادى نفس مطمئنّه و شهر