تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ظاهر آنچه كه در كلام عرب آمده توجّه نموده است ، و از لطايفى كه در عطف و عدم عطف در كلام فصحا مندرج و براى آنها ملحوظ است غفلت كرده است .
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
اگر جملهء اوّل براى ذمّ يا دعا باشد اشكالى در عطف نيست و اگر جمله خبرى باشد عطف به لحاظ ذمّ است كه از آن استفاده مىشود .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ
سوگند آنها را مقابل سوگندى قرار داده است . كه از لام استفاده مىشود ( يعنى سوگند آنها به خدا همان كلمه كفر است ) .
وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
دربارهء كسانى نازل شده كه پس از آنكه فهميدند محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد خلافت را براى على عليه السّلام قرار دهد ، در مكّه با هم ، هم قسم شده ، عهد بستند كه امر خلافت را در بنى هاشم نگذارند يا آيه دربارهء كسانى است كه در غدير خم گفتند : آيا چشمانش را نمىبينيد كه گويا چشمان ديوانه است ، يا دربارهء كسانى است كه بر قتل او پس از بازگشتشان از تبوك در عقبه هم قسم شدند ، البتّه همهء اين معانى روايت شده است .
وَ ما نَقَمُوا
يعنى عقوبت نكردند ، يا اكراه نداشتند ، يا انكار نكردند .
إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ
مستثنى مفرّغ « 1 » است از مفعول به عامّ يا علّت
هامش
( 1 ) مستثنى مفرّغ : به جلد اول مراجعه شود
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 199 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى