بخشش نمود ، و لشگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سى هزار و بنا به گفتهء بعضى ، به چهل هزار نفر رسيد .
چون آن جنگ از جهت دورى راه و شدّت گرما و زيادى لشگريان دشمن سخت بود بعضىها از حركت و جنگ باز ماندند ، پس اين آيه نازل شد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا
. . . تا آخر آيه و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در نهايت سختى و مشقّت و شدّت گرماى هوا و اندك بودن آب با لشگر حركت كرد تا جائى كه در چشمهء تبوك فرود آمد و آن چشمه آب اندكى داشت ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست و صورتش را با آب آن چشمه شست ، پس آب از آنجا به جوشش آمد و زياد شد به نحوى كه همهء لشگريان به اعجاز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن آب گرفتند .
و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چند روزى در آنجا ماند ، سپس ثابت شد كه خبر خروج لشگر روم دروغ بوده پس با اصحاب در مورد بازگشت مشورت نمود و از همانجا برگشت و خالد بن وليد را با چهار صد و بيست سوار فرستاد تا بر « دومة الجندل » حمله برند ، وقتى كه شب به نواحى دومة الجندل رسيدند به حاكم آنجا « اكيدر » كه با برادرش حسان و چند نفر از خادمانش براى شكار بيرون شده بودند ، برخوردند و با آنها جنگ كردند حسان را كشتند و « اكيدر » را اسير كردند ، و اندك افراد باقى مانده فرار كرده و داخل قلعه شدند و با برادر ديگر « اكيدر » به نام « مصاد » در قلعه متحصّن شدند .