تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
وضعشان را تغيير دادند ، شرحيل گمان كرد كه به اهل اسلام كمك رسيده است از آنجا حركت كرد و در جاى امنى متحصّن شد و اهل اسلام سالم به مدينه باز گشتند . اين قضيّه در سال هشتم از هجرت بود و در اين سال فتح مكّه و غزوهء حنين با بنى هوازن نيز اتّفاق افتاد ، سپس وقتى سال نهم هجرت داخل شد قافلهء شام وارد شد و در آنجا شايع كردند كه سلطان روم لشگريانش را جمع كرده و مىخواهد به مدينه حمله كند ، و اينكه هرقل با لشگر بزرگى حركت كرده و قوم غسّان و جذام و بهراء را با خود همراه كرده ، لشگريانش را به بلقاء فرستاده و خود او در حمص فرود آمده است . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اصحابش را امر كرد تا آماده تبوك كه از شهرهاى بلقا بود بشوند ، و به قبيله‌هاى حومهء تبوك و مكّه و به هر كس كه اسلام آورده بود پيام فرستاد و همه را تحريك و تشويق بر جهاد نمود ، و به اهل جدّه امر كرد تا به كسانى كه قوّهء خروج ندارند كمك كنند . روايت شده است كه ابو بكر همهء اموالش را عرضه نمود ، و عمر نصف مالش را بذل كرد ، و عثمان دويست شتر مجهز نمود و بعضى گفته‌اند : سيصد شتر با هزار دينار بذل نمود . و عبد الرّحمن بن عوف چهل وقيه « 1 » طلا و چهار هزار درهم ، به همين ترتيب هر كس به قدر همّت و وسعش بذل و
هامش
( 1 ) وقيه : به ضم واو ، كسر قاف و فتح ياء مشدّد به معناى يك دوازدهم رطل كه رطل 48 مثقال است . بنا بر اين هر وقيه چهار مثقال مىشود . ( فرهنگ عميد )