بين بردن غيظ قلوب قومى از مؤمنين اشاره به اين است كه بعضى از مؤمنين از دشمنى ورزيدن مشركين ناراحت نمىشوند ، بلكه آن را سوقدهنده خود به سوى پروردگارشان مىدانند ، چنان كه همراهى و مرافقت مولايشان قائد و رهبر آنهاست . و قول شاعر فارسى زبان ( در بلا هم مىچشم لذّات او ) اشاره به همين معنى است .
وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ
و خداوند توبهء هر كه را بخواهد مىپذيرد .
عبارت را مرفوع آورد به صورت استيناف تا اشاره به اين باشد كه اين جمله مانند جملههاى سابق لازمهء جنگ نيست . ولى آن را با حرف عطف آورد تا مشعر به اين باشد كه آن نيز گاهى مترتّب بر جنگ مىشود .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
خداوند به غاياتى كه مترتّب بر جنگ است دانا مىباشد و لذا شما را به آن امر مىكند .
حَكِيمٌ
شما را جز به آنچه كه صلاح شما و صلاح دشمنان شما در آن است امر نمىكند .
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا
آيا خيال كرديد به حال خود رها مىشويد و مأمور به جنگ نمىگرديد ؟
وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ
و هنوز جهاد مجاهدين ظاهر نشده است زيرا كه آوردن موصول اشاره به اين دارد كه حيثيّت صفت معتبر است ، و چون علم خداى تعالى اللّه داراى مراتب است ، و بعضى از مراتب آن با حادث و در مرتبه حادث است اگر چه نسبت به ذات خداوند قديم بوده و با قدم و