تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
يا تنعّم در آخرت و نجات از عقوبت در آن ، يا نزديكى با ائمّه و انبيا عليهم السّلام در بهشت ، يا نزديكى به خدا و مخصوص بودن به اين نزديكى از بين دوستانش ، و اين بدان جهت است كه صورت دين را براى دنيا گرفته‌اند و دين را ابزارى براى دنياى خود قرار داده‌اند ( دين را به خاطر دنيا آلت شرك قرار داده‌اند ) و اينكه خداى تعالى مىفرمايد :
وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
( و زندگى دنيا آنان را فريفت ) اشاره به همين است .
وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ
و آنها را به وسيلهء قرآن ، به ولايت ياد آورى كن ، يا به دوستى على عليه السّلام يا به على عليه السّلام تذكّر بده تا مبادا نفسى از نعمت‌هاى آخرت به سبب اعمالى كه كسب كرده است منع شود . زيرا هر نفسى در گرو اعمالى است كه كسب كرده است مگر آنان كه دوستدار امير المؤمنين عليه السّلام شدند .
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ
براى او غير از خدا نه سرپرستى و نه شفاعت كننده‌اى وجود دارد . اين جمله صفت بيانى « نفس » است . ( نفسى كه به غير خدا يار و ميانجى ندارد ) يا استيناف است در موضع تعليل ، در مورد ولى و شفيع قبلا توضيح داده شده است .
وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ
و اگر هر نوع فدا بدهى .
لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ
از كسانى كه دينشان را بازيچه و لهو گرفته‌اند پذيرفته نيست .