ترجمه :
( 7 / 128 - 123 )
فرعون سخت برآشفت و گفت چگونه بدون دستور و اجازهء من به او ايمان آورديد ؟ همانا در اين كار مكرى انديشيدهايد كه مردم اين شهر را از شهر بيرون كنيد به زودى خواهيد دانست كه شما را چه كيفر دهم ،
دست و پاى شما را ( دست از يك طرف و پا از طرف ديگر ) بريده همه را بدار خواهم آويخت ،
گفتند ما از مرگ نمىترسيم زيرا به سوى خداى خود باز مىگرديم ،
كينه و انتقام تو بر ما به جرم آن است كه به آيات خدا و رسول او چون آمد ، ايمان آورديم ، بارخدايا ما را شكيبايى ده و به آيين اسلام بميران ،
جمعى از سران قوم به فرعون گفتند : آيا موسى و قومش را وامىگذارى تا در اين سرزمين فساد كنند و تو و خدايان ترا رها سازند فرعون گفت به زودى پسرانشان را مىكشيم و زنانشان را زنده مىگذاريم كه ما بر آنها غالب و مقتدريم .
موسى به قوم خود گفت : از خدا يارى خواهيد و صبر كنيد ، كه زمين ملك خداست و به هر كس از بندگانش كه خواهد واگذارد و حسن عاقبت مخصوص پرهيزكاران است .
تفسير
قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ
منظور از مدينه ( مصر ) است .
لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها
يعنى مالكين آن شهر كه تصرّف در آن شهر مىكنند ، و آنها قبطىها هستند . ( فسوف تعلمون ) به زودى مىفهميد ، كه اين سخن جهت تهديد آنان است .
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ