تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
واضح است ، و اضافهء ( لباس ) به ( تقوى ) از قبيل اضافه خاصّ به عام است ، يا اضافهء مسبّب به سبب ، يا اضافه مشبّه به ، به مشبّه است . زيرا كه مفهوم تقوى اگر چه به عدم ( جنبهء نهى از انجام عمل را دارد ) بر مىگردد ، ولى تقوى داراى يك حقيقت وجودى است كه به سبب آن تنزّه و پاكى ، خصلت‌هايى حاصل مىشود كه به وسيلهء آن عورت‌هاى معنوى و نقايص نفسانى پوشيده مىشود و تجمّلات و زيباييهاى انسان حاصل مىشود ، در خبر است : امّا لباس تقوى ، پس آن عفاف است . زيرا عورتى براى عفيف آشكار نمىشود اگر چه از لباس عارى باشد ، و فاجر عورتش آشكار است اگر چه لباس پوشيده باشد . و واسطه قرار گرفتن اسم اشاره بين مبتداء و خبر به جهت اهميّت دادن به آن لباس ، و تصوير امر معنوى به صورت مجسّم و حاضر است ، و ( لباس التّقوى ) با نصب نيز خوانده شده تا عطف بر ( لباسا ) باشد .
ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ
يعنى فرو فرستادن لباس با احتياج شديد شما به آن يا بهتر بودن لباس تقوى به نحوى كه بر شما مخفى نباشد ، يا خود لباس تقوى ، همهء اين‌ها از آيات علم و حكمت و قدرت خداست .
لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
شايد متذكّر گردند . خطاب را از آنها برگرداند و به غير ( هم ) التفات نمود تا عموميّت پيدا كند . يعنى لباس تقوى براى رسيدن به آن هدف غايتى است كه