ايشان را و شما را ، كه كشتن ايشان هست گناهى بزرگ *
32 - و مگر ديد پيرامن زنى كردن كه هست آن معصيتى زشت و بد راهى « 1 » *
33 - و مكشيد تنى را آنك حرام كردست خداى مگر براستى - يعنى بقصاص - ، و هر كى را بكشند بستم بعمدا ، بدرستى كه كرديم ولىّ كشته [ را ] حجّتى و عدوّى ؛ مكندا گزاف كارى اندر كشتن « 2 » ، كه او بود يارى داده *
34 - و مگرديد پيرامن مال يتيمان مگر بدان وجه كه آن نيكوتر تا برسد بوقت مردانگى ؛ و تمام بگزاريد پيمان كه ميان شماست كه شكستن پيمان بود پرسيدنى « 3 » *
35 - تمام بپيمائيد پيمانه را چون پيماييد ديگر كس را و بسنجيد ترازو و كپان بعيار و راست بداد و عدل ، آن تمام سختن بهتر و نيكوتر سرانجام آن * « 4 »
36 - و مگرد از پس آن كه نيست ترا بدان دانش ، كه شنيدن و ديدن و خواستن دل ، اين همه ازان بود روز قيامت پرسيدن « 5 » *
37 - و بمرو اندر زمين بنشاط و كبر ، كه تو نتوانى دريدن زمين را بكشى و نه رسى بكوهها بدرازى *
38 - اين همه بود وزر و بزه نزديك خداى تو زشت و منكر *
هامش
( 1 ) - و فراز مشويد بزنا ، كان هست ناخوب كارى و بد راهى است . ( صو )
( 2 ) - ما بكرديم مر خويشاوندان ورا پادشاى قصاص ، اندر مگذار از حد اندر كشتن . ( صو )
( 3 ) - و فراز مشويد بخواستهء بىپدر ، مگر بدان روى كه وى باشد نيكوتر ، تا برسد به تمام نيروى خويش ، و تمام كنيد پيمان را كه پيمان هست پرسيده . ( صو )
( 4 ) - و بسنجيد بترازو و قپان راست آن بهتر و نيكو سرانجامتر . ( صو )
( 5 ) - همه ايشانند كه باشد ازان پرسيده . ( خ )