5 - چون بيامد وقت نخستين فساد برانگيختيم بر شما بندگانى ما را خداوند كارزار سخت ، در گرديدند ميان سرايها بغارت ، و بود آن وعده بودنى و كردنى « 1 » *
6 - پس باز داديم شما را دولت بر ايشان ، و بيفراشتيم شما را « 2 » بخواستها و فرزندان ، و كرديم شما را بيشتر مردمان بعدد و لشكر « 3 » *
7 - اگر نيكوى كنيد و ايك ديگر و موافقت ، آن نيكوكارى واتنهاى خويش كرده باشيد ، و اگر بدى كنيد هم با تن خويش كرده باشيد ؛ چون بيامد « 4 » وعده واپسين تا زشت كند رويهاى شما ، و تا درآيند در مزكت بيت المقدس هم چنان كه درآمد [ ند ] - بخت نصر - نخستين بار ، و تا ويران بكنند آنچه ظفر يابند هلاك كردنى « 5 » *
8 - شايد بود كه خداى شما كه رحمت كند بر شما - ديگر باره - و اگر واگرديد شما و افساد واگرديم ما و اعقوبت ، « 6 » و كردستيم ما دوزخ را مر كافران را زندانى و ملازمگاهى « 7 » *
9 - حقّا كه اين قرآن راه نمايد آن را كه او بايستهتر « 8 » بتوحيد ، و مژده دهد گرويدگان را آن كسها كه كرده باشند نيكيها ، بدان كه
هامش
( 1 ) - خداوندان نيروى سخت ، اندر شديد ميانه سرايها ، و بود آن وعده كرده شده .
( صو ) - خداوند نيرو سخت ، اندر شدند ميان سرايها ، بود وعدهء برسيده . ( خ )
( 2 ) - پس باز گردانيم مر شما را حمله و افزون گردانيديمتان . ( صو ) - پس باز آريم ديگر بار شما را بر ايشان و بكشيديم شما را . ( نا )
( 3 ) - سپاه بيرون آمدن . ( نا ) - بگروه . ( خ . صو ) - نفيرا .
( 4 ) - بيايد . ( صو )
( 5 ) - اگر نيكوى كنيد نيكوى كنيد تنهاى شما را ، و اگر بدى كنيد آن را باشد . آن گاه بيايد وعدهء آن جهان تا زشت شود [ اندوهگين گردد . ( نا ) رويهاى شما ، و اندر شوند به مسجد چنان كه اندر شدند بران نخست بار تا هلاك شوند آنچه برترى جستند هلاك شدنى . ( خ )
( 6 ) - و اگر به معصيت باز گرديد باز گرديم ما به عذاب كردن . ( صو )
( 7 ) - جاى بازگشتن . ( صو ) - اندر گرفته . ( خ ) - گرد آوردنگاه . ( نا ) - حصيرا .
( 8 ) - كه وى راستتر . ( صو )