105 - و آنك مىفرابافد دروغ آن كسهااند كه بنگروند بآيتهاى خداى ، و ايشاناند كه ايشان بوند دروغ زنان « 1 » *
106 - هر كى كافر شود بخداى از پس ايماناش - مگر آنكه بكره با آن دارندش « 2 » و دل او آرميده بود بايمان - چون عمار بن ياسر - ، لكن هر كى گشاده بكرده بود به گفتن كفر دل خويش ، بر ايشان بود خشمى از خداى ، و مر ايشان را بود عذابى بزرگ *
107 - آن از بهر آنست كه ايشان برگزيدستند زندگانى اين جهان - يعنى دنيا - بر آن جهان ، بدان كه خداى ندهد ثواب و مزد گروه كافران را *
108 - ايشاناند آن كسها كمهر كردست « 3 » خداى بر دلهاشان و شنوايى ايشان و بينايى ايشان ، و ايشاناند ايشان از فراموشكاران و غافلان از قرآن - *
109 - حقّا كه ايشاناند اندران جهان ايشان زيانكاران *
110 - پس كه « 4 » خداى تو - يا محمّد - آن كسها كه بيامدند - از پس آن كه بسيارشان رنجه داشتند پس آن گاه جهاد كردند « 5 » وادشمن و شكيبايى كردند ، بدان كه خداى تو از پس آن آمرزگارست و بخشاينده *
111 - آن روز كه مىآيد هر تنى خصومت مىكند از تن خويش با جان « 6 » خويش ، و تمام بدهند هر تنى را آنچه كرده بوده و ايشاناند كه ستم نكنند بريشان *
هامش
( 1 ) - هر اينه ببافتند دروغ آن كسها كه نگروند بآيتهاى خداى و ايشانند كه ايشان دروغ زنانند . ( صو )
( 2 ) - مگر آن كسى كه ورا ستم فرمايند . ( صو )
( 3 ) - كه مهر نهاد . ( صو )
( 4 ) - باز . ( صو )
( 5 ) - آنچه فتنه شدند پس كارزار كردند .
( خ ) - آنكه عذاب كردندشان باز جهاد كردند ، يعنى بكوشيدند . ( صو )
( 6 ) - ياد كن آن روزى كه بيايد هر تنى پيكار همىكند از نفس خويش . ( صو )