تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
و اما آنچه به اين سورة اندر ياد كرده است از حديث ابراهيم و حديث اسماعيل و اسحق « 1 » عليهم السلام اين آيتست كه همىگويد :
وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ . إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ . قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ .
« 2 » و اين آن وقت بد كه مادر ابراهيم عليه السلام كار وى « 3 » با پدرش آشكارا كرده بد ، و وى را به خانه باز آورده بد ، و آزر پدر ابراهيم عليه السلام بت‌گر بود و بتان داشت بسيار ، و بدست خويش بتان تراشيدى و ابراهيم عليه السلام چون آن بتان را بديدى خوار داشتى ايشان را ، و بريشان خوارى كردى ، و بر گرفتيشان و بر زمين بر زدى ، و لگد بريشان همىزدى . و آزر وى را از آن همىبازداشتى و ابراهيم هيچ بهتر نشدى . « 4 » و همه روز با مادر و پدر مناظرت هميكردى و همىگفتى آن بتان شما بدست تراشيد و آن گه اين را سجده همىكنيد ، و اين كارى است سخت بد . و به پدر همىگفتى كه تنديسها كه همى تو تراشيدى كه « 5 » ازو نه منفعت آيد و مضرت و نه هيچ كس را زنده تواند كردن و نه نيز بتواند ميراند . اف باد بر شما و برين چه شما همىپرستيد ، چنان كه گفت :
أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ ؟ أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
« 6 » پس فرا مادر گفت يا مادر بگوى تا مرا كه آفريده ؟ [ مادرش گفت ترا ملك آفريده است . ابراهيم گفت ] ملك را كه آفريده است ؟ گفت ملك خويشتن را خود آفريده است . « 7 » ابراهيم گفت هيچ كس هست از ملك نيكوتر روى ؟ گفت هست . پس ابراهيم عليه السلام گفت چرا پس ملك خويشتن را از همه خلق نيكوتر نيافريد ؟ ايشان را حجت برسيد . « 8 » گفتند خاموش باش .
هامش
بقيهء حاشيه از صفحه قبل نسخهء ايا صوفيا و در نسخهء موزهء بريتانيا داستان ابراهيم و داستان داود به اجمال نيز هست . از نظر تكميل ، اين دو قسمت از نسخهء ايا صوفيا نقل مىشود با مقابلهء نسخهء بريتيش ميوزيم . ( ب ) ، و با خطى ريزتر از خط متن . و بايد دانست كه داستان ابرهيم در مجلد دوم صفحهء 468 ، و مكالمهء داود و سليمان در مجلد اول صفحهء 37 نيز آمده است . ( 1 ) - و يعقوب . ( ب ) ( 2 ) - سورة الانبياء 53 - 51 ( 3 ) - حال ابراهيم . ( ب ) ( 4 ) - هيچ ترك نگفتى ، ( ب ) ( 5 ) - اين شكلها كه مىتراشى چيست كه . ( ب ) ( 6 ) - الانبياء 67 - 67 ( 7 ) - مرا كه آفريده است و كه نگاه مىدارد ، مادرش گفت ترا ملك آفريده است ، و ملك ايشان نمرود بود و پدر ابراهيم وزير او بود . پس ابراهيم گفت اى مادر ملك را كه آفريده است . گفت ملك خود خود را آفريده است . ( ب ) ( 8 ) - حجت نماند . ( ب )