103 - نه كند اندوهگين ايشان را بهيبت بزرگتر ، « 1 » و پيش ايشان درآيند فريشتگان اين است آن روز شما آنك شما را مىوعده كردند پيامبران *
104 - آن روز كه بنورديم آسمان را چون نورديدن آن دبير كه بنوردد نوشتها را ، چنانك بيافريديم نخست آفرينش واگردانيم آن را ، وعدهاى است بر ما كما هستيم كنندگان *
105 - و بدرستى بنوشتيم ما اندر زبور داود از پس ياد كردن - در لوح محفوظ - كه زمين بهشت بميراث فاگيرند بندگان من نيكان * « 2 »
106 - كه اندرين قرآن رسانيدنى است و كفايت گروهى را پرستندگان *
107 - و نفرستاديم ترا - يا محمّد - مگر رحمتى مر جهانيان را *
108 - بگو - يا محمّد - : مى وحى كنند به من كه هست خداى شما خداى يگانه ، هستيد شما گردن نهندگان و مقرّان ؟ *
109 - اگر ور گردند بگو كه كرديم شما را برابرى « 3 » و نه دانم من كه نزديك است يا دور آنچه وعده كنند شما را *
110 - كه خداى داند آشكارا از گفتار و داند آنچه پنهان داريد *
111 - و نه دانم من مگر او آزمايشى است مر شما را و برخوردارى تا وقت مرگ *
112 - بگو - يا محمّد - : اى بار خداى من حكم كن براستى ، و خداوند ما مهربان است بر خلق يارى ده بر آنچه مىگويند و نشان مىدهند « 4 » *
هامش
( 1 ) - بيم بزرگترين . ( صو ) - الفزغ الاكبر . و شايد در متن « نهيب » باشد .
( 2 ) - و ما نبشتيم اندر نامه - يعنى لوح محفوظ - از پس توحيد كه زمين ميراث گيرندش بندگان نيكان . ( صو )
( 3 ) - بر برابر . ( صو )
( 4 ) - يارى خواستهء از وى بر آنچه همى صفت كنيد . ( صو )