79 - درياوانيديم در آن حكم « 1 » سليمان را ، و همه را بداديم فهم و علم ، و فرمان بردار كرديم واداود گروه را « 2 » تا تسبيح كردند ، و مرغان را نيز ، و بوديم ما كنندگان *
80 - و در آموختيم او را كردن زره پوشيدن شما را تا نگاه دارد شما را از بر دشمن ، « 3 » هستيد شما شكركنندگان ؟ *
81 - و بداديم سليمان را بادى سخت « 4 » ميرفت بفرمان او سوى زمين كه بركة كرديم اندران ، و بوديم به همه چيزى داناان *
82 - و از ديو كس بود كه به دريا فرو شدند از بهر او ، و مىكردند مر او را - يعنى بناها - بجز ازان ، و بوديم ما مر ايشان را نگاهدارندگان - بر طاعت سليمان - *
83 - و ياد كن خبر ايّوب چون بخواند خداى خويش را : نك رسيد « 5 » به من سختى و توى بخشايندهترين بخشايندگان *
84 - پاسخ كرديم او را برداشتيم آنچه برو بود از سختى ، و از واداديم اهل و فرزندان او را « 6 » و هم چند ايشان و از ايشان ، از رحمتى نزديك ما و پندى و يادگارى مر پرستندگان را *
85 - و ياد كن خبر اسمعيل و خبر ادريس و ذا الكفل همه بودند از شكيباان « 7 » *
86 - و درآورديم ايشان را اندر رحمت خويش ، كايشان از پيامبران و نيكان بودند *
هامش
( 1 ) - اندر يابانيديم آن را . ( صو )
( 2 ) - كوهها را . ( صو ) ، در متن « گروه » بجاى « كوه » و غلطى واضح است .
( 3 ) - از سختى حرب . ( صو )
( 4 ) - سخت جمنده .
( صو )
( 5 ) - نه ، كه رسيد ( ؟ ) - نگر رسيد ( ؟ ) - كه رسيدى به من . ( صو )
( 6 ) - و بداديمش كسهاى وى . ( صو )
( 7 ) - شكيبايان . ( صو )