وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ .
« 1 » پس فرعون بر منظر « 2 » نشسته بود و همىنگريد ايزد تعالى و تقدس جبريل را عليه السلم بفرستاد بنزديك موسى ، وى را گفت چه ايستى ، عصا بفكن . موسى عليه السلم عصا را بفكند مارى گشت عظيم سخت بزرگ و يك لب زيرين بر كنگرهء كوشك فرعون نهاد و لب زبرين بران جادويها نهاد كه ساخته بودند و همه فرو برد و نيست كرد ، و ازان رسنها و چوبها هيچ باز نيافتند . از پس ازين بد كه آن جادويها مسلمان شدند . خداى عز و جل گفت :
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ . قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ . رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ .
« 3 » گفت آن جادوان همه به سجده افتادند و گفتند مؤمن شديم به خداوند جهانيان . خداوند موسى و هارون . و از بهر آن بود كه مسلمان شدند كه حجت پيدا آمدشان . گفتند هر آن وقت كه كسى بر چيزى جادوى كند چون آن جادوى وى باطل شود آن چيز بر وى جادوى كرده باشند بر جاى نماند و نيست شود . پس چون عصاى موسى مار گشت آن جادويها كه ايشان ساخته بودند همه فرو برد و عصا بجاى خويش باز بود ، و ازان چوبها و ريسمانها هيچ چيز بنماند و همه نيست شد و ناپديد شد و هيچ چيز حاصل نيامد ، ايشان گفتند اگر موسى اين كار بجادوى كرد چون جادوى ما باطل شد ، اين چوبها و رسنها از ما كجا شد .
پس اين جادوان را پديدار آمد كه اين كار موسى حقيقت است و نه جادوى ، و همه مسلمان شدند .
پس چون ايشان مسلمان شدند فرعون ايشان را گفت :
آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ، إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ، فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ .
« 4 » گفت بگرويديد بموسى بىفرمان من و موسى مهتر شماست و اين جادوى شما ازو آموختهايد ، شما را نمايم ، دستها و پايهاى شما ببرم از خلاف ، و شما را بر دار كنم بران شاخهاى خرما ، كه شما با موسى خود يكى بوديد ، و اين جادوى از وى آموختهايد و شما را بگويم تا بدانيد كه عذاب كيست سختر و باقىتر . و اين آنست كه خداى عز و جل گفت :
فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى .
« 5 » آن جادوان فرا فرعون گفتند ما ترا برنگزينيم بر آنچه ما را پديدار آمدست از حجتهاى محكم ، و از آنچه پيدا شدست ما را از آنك بيافريد ما را و از آنكه همه عالمها را آفريد . تو هر چه خواهى كن كه هر چه تو كنى اين جهانى باشد و ما آن جهانى بيابيم كه ما مؤمن شديم به خداوند ما و او ، انك همه عالمها را آفريد تا بيامرزد ما را گناهان ما ، و آنچه ما را تو بناكام بران داشتى تا ما جادوى كرديم و خداى عز و
هامش
( 1 ) - الاعراف ، 116 - چنان كه خداى تعالى گفت :فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى .( م )
( 2 ) - منظره . ( م )
( 3 ) - الاعراف 132 - 130 ، الشعراء 48 - 46
( 4 ) - الشعراء 49
( 5 ) - طه 71