تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1021

مساهمون:

ص١٠٢١
زمينها و آنچه ميان ايشانست چنانچه « 1 » گفت عز و جل :
قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ ؟ قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ .
« 2 » پس فرعون روى سوى آن مردمان كرد كه نزديك وى بدند . گفت ، همى شنويد كه چه همى گويد ؟ چنانك گفت تعالى و تقدس :
قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ : أَ لا تَسْتَمِعُونَ ؟
« 3 » پس فرعون گفت اين پيغامبر را كه بشما فرستاده‌اند ديوانه است . چنانچه گفت خداوند عز و جل :
قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ .
« 4 » گفت خداى من خداى آسمان و خداى شماست و خداى پدران شما كه پيش از شما بودند ، و خداى مشرق و خداى مغرب اگر شما بدانيد . فرعون فرا موسى گفت :
لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ .
« 5 » گفت اگر بجز از من خداى ديگر گيرى ترا بزندان كنم . موسى عليه السلم گفت :
أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ؟
« 6 » گفت حجتى و نشان هويدا خواهى تا ترا بنمايم ؟ فرعون گفت :
فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ .
« 7 » گفت بيار اگر راست همى گويى . خداى عز و جل گفت :
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ . وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ .
« 8 » و موسى عليه السلام شتاب‌زدگى نميكرد بحجت نمودن از بهر آنك خداى عز و جل وى را گفته بود :
فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى .
« 9 » گفت كه سخن با وى بمدارا گوئيد تا مگر وى بپذيرد يا بترسد ، و موسى عليه السلام بحجت نمودن شتاب نمىكرد . پس چون فرعون با وى حجت اندر گرفت و هميگفت خداى شما كيست ، موسى عليه السلام عصى بيفكند و آن اژدها گشت سخت هويدا . و دست را بكش اندر كرد « 10 » و بيرون كشيد سفيد و تابان . و آن اژدها دهان باز كرده لب زيرين زير تخت فرعون باز كرد و لب زبرين بر كنگرهء كوشك فرعون نهاد ، و خواست كه همه فرو برد . فرعون بگريخت و به زير تخت اندر شد ، و آن نديمان وى همه بگريختند و پنهان شدند . موسى عليه السلم دست فراز كرد و آن را بگرفت و آن اژدها عصا گشت هم چنان چه « 11 » بود . پس فرعون گفت آن مردمان را اين دو جادو استادند و همى خواهند كه شما را بجادوى ازين زمين بيرون كنند . شما بگوييد چه بايد كردن با ايشان ؟ ايشان گفتند كه :
أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ . يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ .
« 12 » گفتند وى را و برادرش را بزندان باز دار و كس فرست بشهرها تا جاودان حشر
هامش
( 1 ) - چنان كه . ( م ) ( 2 ) - الشعراء 24 - 23 ( 3 ) - الشعراء 25 ( 4 ) - الشعراء 27 ( 5 ) - الشعراء 29 ( 6 ) - الشعراء 30 ( 7 ) - الشعراء 31 ( 8 ) - الشعراء 33 - 32 ( 9 ) - طه 44 ( 10 ) - سخت پيدا و دست در بغل كرد . ( م ) ( 11 ) - هم چنان كه . ( م ) ( 12 ) - الاعراف 112 - 111
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1021 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى