جل بهتر و باقيست . و اين آنست كه خداى گفت عز و جل حكايت كرد ازان جادويان :
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ ، إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا . إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ ، وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى .
« 1 » پس فرعون بفرمود تا دستها و پايهاشان ببريدند . ايشان را بر دار كردند بران شاخهاى خرما ، و ايشان همىگفتند : و اللَّه خير و ابقى ، خداى عز و جل بهتر و ثواب وى بهتر و بهشت و رحمت وى باقىتر .
و فرعون به خانه اندر شد . چهل روز هيچ كس را بار نداد از انده آن و تشوير آن .
و آن قبطيان خلقى بيامدند و با موسى عليه السلم و با بنى اسرايل يكى شدند ، و فرعون از بيم موسى نيز هيچ چيز نتوانست كردن و از شهر بيرون شد ، و فرعون را كوشكها بد ، آنجا رفت . و مردمان چون خبر موسى عليه السلم منتشر شد روى سوى موسى نهادند عليه السلم و همى آمدند . پس فرعون آنجا به آن كوشكها بنشست و هر وقت كه كسى همىآمد كه دانستى كه سوى موسى ميرود وى را پيش خواندى ، و چيزى بخشيدى و بفريفتى ، وى را گفتى :
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ ، وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ ؟ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ .
« 2 » گفتى چرا سوى موسى همىرويد نه بينيد كه ملكت مصر مراست و اين پادشاهى همه مراست و اين رودهاى آب زير كوشكهاى من اندر همىرود على حال من بهترم ازين موسى كه خوارست و درويش . چرا خداى وى را اگر راست همىگويد دست و رنجنها ندهد از زر ، يا فرشتگان را بوى بهم نفرستد . و برين لون استخفاف همىكرد بقوم خويش و ايشان فرمان وى همىبردند و وى را طاعت همىداشتند چنانچه خداى گفت عز و جل :
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ .
« 3 » پس بنى اسرايل همه گرد آمدند و سوى موسى عليه السلام رفتند و گفتند پيش كه تو آمدى فرعون ما را عذاب همىكرد و اكنون كه تو آمدى ما را قهر كردى عذاب همىكند ما را ، هم چنان چه خداى عز و جل فرمود حكايت ازيشان :
أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا ، قالَ عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ .
« 4 » گفت « 5 » صبر كنيد و انديشه مداريد كه خداى عز و جل با من وعده كرده است كه اين دشمنان شما را همه هلاك كند و اين زمين ايشان و چيزهاى ايشان جمله بشما دهد و بنگرند تا شما چه كنيد .
پس چون وعده بيامد كه خداى عز و جل خواست كه فرعون را با قومش هلاك گرداند وحى
هامش
( 1 ) - طه 73 - 72
( 2 ) - الزخرف 52 - 51
( 3 ) - الزخرف 54
( 4 ) - الاعراف 129
( 5 ) - و گفتند پيش از آنكه تو بيايى و او را چنين قهر كنى ما را عذاب كردندى و پس ازان كه تو آمدى ما را عذاب كنند . گفت . ( م )