تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1026

مساهمون:

ص١٠٢٦
اسبى زفت چون بوى ماديان بشنيد ، و فرعون وى را همىكشيد و آن اسب آهنگ دريا همىكرد . « 1 » فرعون روى سوى هامان كرد و گفتا هان چه مىگويى اندر رويم ؟ هامان گفت اگر موسى بجادوى اندر رفت تو بخدايى اندر نتوانى رفت ! پس فرعون اسب را اندر راند و دويست هزار مرد قبطى با وى بود . چون فرعون با لشكر بميان دريا رسيد طراكى بيامد ، و آن آبها اندر هم افتاد . چون فرعون دانست كه كار بد شد گفت :
آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ .
« 2 » گفت بگرويدم و اقرار دادم كه نيست خداى مگر آنك بگرويدند بوى فرزندان يعقوب و من از مسلمانانم . پس جبريل دست بقعر دريا برد و ازان لوش دريا لختى برداشت و به دهان او فرو كرد و وى را گفت :
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ .
« 3 » گفت اكنون و پيش ازين عصيان او ديده بدى بخدايى دعوى كرده و از فسادكاران بوده . و از بهر اين بود كه خداى عز و جل گفت :
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ . فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ، سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ ، وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ .
« 4 » گفت اين كافران چون بينند عذاب ما اندر وقت ، كافران گويند بخداى عز و جل بگرويديم خداى يگانه ، و كافر شديم بدانچه همى همباز گرفتيم . ندارد سود ايشان را ايمان آوردن ايشان چون بديدند عذاب اندر وقت جان كندن ، و اين نهادى است كه برفته است اندر بندگان خداى ، و آنجا زيان كردند كافران . پس فرعون با همه قبطيان غرقه شدند و به زير آب فرو شدند و بماندند . و بنى اسرايل مر موسى را گفتند از خداى حاجت خواه تا ما اين قبطيان را به بينيم به چشم سر . موسى عليه السلم حاجت خواست از خداى عز و جل ، ايشان را همه بر سر آب آورد تا بنى اسرايل آن قبطيان را مرده بديدند و ايمن شدند كايشان مرده‌اند و هلاك شدند و موسى عليه السلم و بنى اسرايل همه برستند ، چنانچه گفت عز و جل .
وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ . ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ .
« 5 » . و تا آن وقت هرگز هيچ مرده بر سر آب نيامده بد ، از آن وقت نيز هيچ مرده زير آب نماند كه همه بر سر آب آيند . و آن خان و مان قبطيان و باغ و بستان و سرايها و خواستهاى ايشان همه مر موسى را و بنى اسرايل را ميراث ماند
هامش
( 1 ) - خواست كه باز گردد . جبريل عليه السلام بيامد بر اسبى ماديان بر نشسته بود ، چون اسب فرعون بوى آن ماديان شنيد خواست كه خويشتن به دريا افكند ببوى آن اسب ، و فرعون او را مىكشيد و آن اسب آهنگ دريا مىكرد . ( م ) ( 2 ) - يونس 90 ( 3 ) - يونس 91 ( 4 ) - المؤمن ، 85 - 84 ( 5 ) - الشعراء 66 - 65