تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
19 - گفت : هستم من فرستادهء خداى تو تا بدهم ترا پسرى « 1 » پاكيزه * 20 - گفت مريم : از كجا بود مرا پسرى ، و نرسيده است به من آدمى ، و نبودم وى سامان كارى « 2 » * 21 - گفت : همچنين گفت خداى تو : آن بر من آسان است ، و تا كنيم او را نشانى و علامتى « 3 » مردمان را ، و نعمتى بود از ما « 4 » و هست اين كارى بودنى « 5 » * 22 - بار ور گرفت مريم بعيسى ، بيرون برد آن را جايگاهى دور * 23 - بيامد مريم را درد زه نزديك سوى خرما بن شد ، « 6 » گفت مريم : اى كاشكى من بمردمى پيش ازين و بودمى فراموشى فراموش كرده « 7 » * 24 - آواز داد مريم را آن كس كز بر او بود - يعنى عيسى - مدار اندوه كه كرد خداى تو زير قدم تو جوى آب خرد « 8 » * 25 - و بجنبان سوى خويش ستون خرما بن « 9 » تا فرود آيد بر تو خرماى تازه و از بار واكرده « 10 » * 26 - مىخور - رطب - و مىآشام از آب و روشن دار چشم را . اگر بينى از آدمى كسى را ، بگوى كه : من نذر كرده‌ام وا خداى خاموش بودن ، نه گويم هيچ سخن امروز وا آدمى « 11 » *
هامش
( 1 ) - كودكى . ( صو ) ( 2 ) - پليدكار . ( صو ) ، و رجوع شود بآيهء 28 ( 3 ) - نشان و عبرتى . ( صو ) ( 4 ) - و بخشايشى از ما . ( صو ) ( 5 ) - كارى گزارده و رانده و بوده . ( صو ) ( 6 ) - بياوردش درد زادن سوى نرد خرماى خشك بوده و شاخ رفته . ( صو ) ( 7 ) - فرامشت كرده . ( صو ) ( 8 ) - خداوند تو از زير تو جويكى روان . ( صو ) ( 9 ) - نرد خرما بن را . ( صو ) ( 10 ) - خرماى ترچيده تازه . ( صو ) ( 11 ) - پيمان كردم مر خداى را خاموشى ، سخن نگويم امروز با آدمى . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 959 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى