54 - و بدرستى كه پديد كرديم ما اندرين قرآن مردمان را از هر داستانى ، و هست مردم - يعنى امّى بن خلف الجمحى - بيشتر چيزى بپيكار بيهوده « 1 » *
55 - و باز نداشت كافران مكّه را كه « 2 » بگرويدندى - بخداى و محمّد - آن وقت كه بيايد بريشان راه راست - يعنى محمّد - و آمرزش خواهند « 3 » از خداىشان مگر آنك خواهد آمد بايشان چون عواهل ( ؟ ) كافران پيشين ، يا بگيردشان عذاب شمشير رو با روى « 4 » *
56 - و نفرستاديم پيامبران را مگر مژده دهنده - ببهشت - و بيم كننده از دوزخ - و پيكار كنند آن كسها كه كافراناند . بوى هده « 5 » بكفر و شرك كباطل كنند بدان حق را ، و فرا گرفتند نشانهاى ما را بيم كننده از عقوبتها بافسوس *
57 - و كى بود ستم كارتر از آن كس كه پند دهندش بآيتهاى آفريدگارش روى بگرداند از آن ، و فراموش كند آنچه فرستادست « 6 » دو دست او ، ما كردهايم بر دلهاى ايشان پوششها كه اندر نياوند « 7 » و اندر گوشهاى ايشان گرانى است و اگر بخوانىشان واتوحيد و راه راست نخواهند گرفت راه گرچه بسيار بخوانى هرگز نگروند *
هامش
( 1 ) - بيشتر چيزى بخصومت . ( نا )
( 2 ) - چه بازداشت مردمان را كه . ( خ ) - و باز .
نداشت مردمان را كه . ( صو )
( 3 ) - و آمرزش خواستندى . ( صو )
( 4 ) - مگر كه بيايدشان نهاد پيشينيان يا بيايد بديشان عذاب روياروى . ( خ ) - مگر آنكه بيايد بديشان راه پيشينيان يا بيايد بايشان عذاب برابر . ( صو ) - كه بيايد بديشان عادت و رسم پيشينگان ، يا بيايد بديشان عذاب روياروى . ( نا ) - در متن ترجمهء « سنة » كلمه اى است كه « چون عواهل » مىتوان خواند ، يا كلمهاى همانند آن ، و معنى آن را درنيافت .
( 5 ) - بيهودگى . ( خ . نا )
( 6 ) - آنچه پيش كرد . ( خ )
( 7 ) - كه اندر يابند آن را . ( خ ) - كه بدانند آن . ( نا )